mardi 16 juillet 2013

زمینه های انفجار اجتماعی همچنان در ج. اسلامی باقی است حتی پس از انتخابات92

حتی پس از انتخابات92 زمینه های انفجار اجتماعی
همچنان در ج. اسلامی باقی است
 
 
 
 
بحث های درونی جبهه راست یا باصطلاح "اصولگرا" که انتخابات را باخته، حتی انها که به جلیلی رای داده بودند نه تنها جالب است بلکه دنبال کردن آن برای درک آنچه در خیمه بازندگان انتخابات می گذرد نیز مهم است. سردبیر فصلنامه اینترنتی "سمات" (اصولگرایان اسامی عربی را به اسامی فارسی ترجیح میدهد!) مهدی نصیری نام دارد. خبر آنلاین با او بعنوان تحلیلگر سیاسی مصاحبه کرده است. نمی گوید به چه کسی در انتخابات 92 رای داد، اما می گوید که به روحانی رای نداد. بخوانید:
بعید است {روحانی} بتواند به این سرعت کاری در خور و قابل توجه انجام دهد. اما با رای آوردن او اولا فعلا در حد بالایی از آن حس دلخوری و مخالفت و معترض بودن آن نیمه مردم کاسته شده است و آن‌ها احساس پیروزی دارند و ثانیا حداقل دو سه سالی وقت می‌برد تا با فرض عدم توفیق آقای روحانی، این نیمه دوباره به دنبال مفرّ از وضع موجود بگردد و این بدان معنا است که ما یک فرصت چند ساله دیگر که عاری از خطر انفجار ـ این احتمال اگر چه ضعیف هم باشد ولی چون محتمل امری خطیر است به غایت قابل توجه است ـ را به دست آورده‌ایم.
به نظر می‌رسد حداقل نیمی از مردم با گفتمان حاکم بر نظام و دستگاه‌های رسمی و نیز نحوه اداره کشور دچار مساله و مشکل و دلخوری و نه الزاما عناد و دشمنی هستند. البته فعلا اما در آینده اگر برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود می‌تواند به عناد و خصومت تبدیل شود.
مردم به این دلیل به روحانی رای دادند که وی را منتقد و یا مخالف گفتمان حاکم و غالب در عرصه سیاست و اقتصاد و فرهنگ نظام و کشور و البته عده‌ای هم روحانی را شخصی زاویه‌دار با نظام ـ حداقل تحت تاثیر تبلیغات و القائات رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور ـ تلقی کردند.
همه باید به روحانی کمک کنند تا آن نیمه {که به روحانی رای دادند} احساس کنند واقعا رای دادنشان نتیجه‌ای مثبت داشته است و الا باید در انتظار رخدادهای بدی باشیم.
قبل از انتخابات به برخی دوستان گفته بودم که علی‌رغم آنکه به روحانی یا عارف رای نمی‌دهم اما رای آوردن یکی از این دو را خلاف مصلحت کشور نمی‌دانم و البته رد صلاحیت آقای هاشمی را نیز به مصلحت نمی‌دانستم.
یک رخداد {بد} می‌تواند این باشد که در انتخابات بعدی یا مشارکت به شدت کاهش یابد که این پیوسته از نظر نظام و مقام معظم رهبری مردود بوده است و یا آنکه فردی رسما سکولار و مساله‌دار جدی با نظام رای بیاورد و آن وقت برای نیاوردن روحانی و عارف انگشت حسرت به دندان بگیریم.
من به این باور رسیده‌ام که از زمانی که مردم به آقای خاتمی رای دادند تا به امروز، بخش قابل توجهی از مردم - بیش از نیمی از آن‌ها - به دنبال مفری از وضع موجود در نظام و کشور می‌گردند.
در صورت به قدرت رسیدن جلیلی بدون شک بسیاری از مشکلات به قوت خود باقی می‌ماند و یا حتی شاید از جهاتی هم تشدید می‌شد. نتیجه این وضعیت پس از گذشت کمتر از یکسال، آوار شدن همه مخالفت‌ها و دلخوری‌ها و مساله‌ داشتن‌ها به سمت جریان اصول‌گرا و کاملا چسبیده به نظام و رهبری بود و این می‌توانست انرژی متراکمی از مخالفت و دلخوری و اعتراض درست کند که هر لحظه امکان سرباز کردن و فوران آن بود. و آنگاه در این صورت اساس نظام مورد هجمه قرار می‌گرفت.
پیک نت  25  تیــــــــــــر

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire