dimanche 16 juin 2013

روزنامه جمهوری اسلامی: مردم از تفکر افراطی اعلام انزجار کردند

روزنامه جمهوری اسلامی: مردم از تفکر افراطی اعلام انزجار کردند

یکشنبه, ۲۶ خرداد, ۱۳۹۲
چکیده :ری گفتن اکثریت مردم ایران به دکتر حسن روحانی آری گفتن به اعتدال و نه گفتن به تفکر افراطی است. مردم ایران با آراء قاطع خود به کسی که با شعار "اعتدال" به صحنه آمد و در تمام سخنرانی‌های خود در دوران تبلیغات انتخاباتی با قاطعیت، تفکر افراطی را مردود دانست و اعلام کرد به این تفکر خطرناک پایان خواهد داد، این پیام را با رساترین بیان به گوش همه رساندند که از جریان افراطی منزجر و خواهان حاکمیت جریان اعتدال درکشور هستند. ...

روزنامه جمهوری اسلامی از حامیان حسن روحانی و تفکر اعتدالی در سرمقاله امروز خود به تحلیل این پیروزی پرداخت و نوشت که مهم‌ترین نکته اینست که آری گفتن اکثریت مردم ایران به دکتر حسن روحانی آری گفتن به اعتدال و نه گفتن به تفکر افراطی است. مردم ایران با آراء قاطع خود به کسی که با شعار “اعتدال” به صحنه آمد و در تمام سخنرانی‌های خود در دوران تبلیغات انتخاباتی با قاطعیت، تفکر افراطی را مردود دانست و اعلام کرد به این تفکر خطرناک پایان خواهد داد، این پیام را با رساترین بیان به گوش همه رساندند که از جریان افراطی منزجر و خواهان حاکمیت جریان اعتدال درکشور هستند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
انتخاب دکتر حسن روحانی به ریاست جمهوری، برای ایران یک رویداد مهم است. این رویداد را که در مرتبه بعد از اصل حضور حماسی مردم پای صندوق‌های رأی باید دومین واقعه مهم سال جاری دانست، از چند نظر می‌توان مورد توجه قرار داد.
۱- مهم‌ترین نکته اینست که آری گفتن اکثریت مردم ایران به دکتر حسن روحانی آری گفتن به اعتدال و نه گفتن به تفکر افراطی است. مردم ایران با آراء قاطع خود به کسی که با شعار “اعتدال” به صحنه آمد و در تمام سخنرانی‌های خود در دوران تبلیغات انتخاباتی با قاطعیت، تفکر افراطی را مردود دانست و اعلام کرد به این تفکر خطرناک پایان خواهد داد، این پیام را با رساترین بیان به گوش همه رساندند که از جریان افراطی منزجر و خواهان حاکمیت جریان اعتدال درکشور هستند.
اعتدال، به معنای کنار آمدن با جریان سلطه و چشم پوشی از حق ملت ایران نیست. حرف اصلی جریان اعتدال اینست که حق ملت را با تکیه بر منطق می‌توان گرفت و در هیچ زمینه‌ای زیربار حرف زور جریان سلطه نباید رفت. جریان سلطه را می‌توان با برخورد قانونی و منطقی و با تکیه بر مقررات بین‌المللی منزوی کرد و درصورتی که تمکین نکند با ایستادگی باید دست رد بر سینه تمام زیاده خواهان زد. این، منطق اعتدال است که در داخل نیز بسیار کاربرد دارد و جامعه افراطی زده ما بشدت نیازمند آنست.
پیروزی جریان اعتدال را هرگز نباید به معنای طرد دیگران دانست. چنین برخوردی با ماهیت اعتدال در تضاد است. جریان اعتدال، قائل به جذب است نه طرد. حتی افراطیون را باید با نصیحت و ارشاد به مسیر اعتدال برگرداند. دولت اعتدال، دولت وحدت ملی و فراجناحی است که از تمام نیروهای شایسته و کاردان از کلیه سلایق سیاسی استفاده خواهد کرد. این روش، می‌تواند جامعه را به جایگاهی که شایسته نظام جمهوری اسلامی است برگرداند و راه را برای حل مشکلات هموار نماید. رأی قاطع به جریان اعتدال، نشان داد که مردم ایران از عملکردهای افراطی در تمام زمینه‌ها خسته شده‌اند و مزاج جامعه، چنین جریانی را نمی‌پذیرد.
۲- علاوه بر آراء متعلق به دکتر حسن روحانی، حتی آراء بعضی نامزدهائی که با جریان افراطی هیچ نسبتی ندارند را نیز باید نوعی گرایش مردم به اعتدال تفسیر کرد. دقت در تعداد آراء و نامزدها و تفکیک آنها از همدیگر، این واقعیت را به روشنی نشان می‌دهد که سهم نامزد مورد حمایت جریان افراطی درصد ناچیزی از آراء مردم است و این واقعیت نیز تأکید مهمی بر عدم مقبولیت این جریان نزد ملت ایران می‌باشد.
۳- نقش رهبر معظم انقلاب در سالم برگزار شدن انتخابات ریاست جمهوری و احساس آزادی مردم برای رأی دادن، نیز بسیار ستودنی است. ایشان از آغاز سال جدید تاکنون، چند بار بر این نکته که فقط یک رأی دارند و کسی از رأی ایشان مطلع نیست تأکید کردند و با این اقدام مهم، مانع سوءاستفاده‌های فرصت‌طلبان شدند. ایشان حتی در حین انداختن رأی خود به صندوق آراء نیز با صراحت اعلام کردند حتی خانواده و فرزندان من نیز خبر ندارند به چه کسی رأی داده‌ام. این موضع روشن و قاطع، نقش بسزائی در شفاف برگزار شدن انتخابات ایفا کرد و به همین جهت باید روش صحیح و دقیق ایشان را ستود.
۴- تردیدی وجود ندارد که حمایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از دکتر حسن روحانی در جلب مردم به صندوق‌های رأی و سوق داده شدن آراء به دکتر روحانی تأثیر زیادی داشت. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اکنون نماد اعتدال در کشور است و اقبال پرشور مردم از ثبت نام ایشان برای شرکت در رقابت انتخابات ریاست جمهوری، این واقعیت را به روشنی نشان داد. مردم هر چند از حذف آقای هاشمی رفسنجانی از این رقابت مغموم شده بودند، اما برخورد کریمانه ایشان با این ماجرا و دعوت مردم به حضور در انتخابات و حمایتی که از دکتر حسن روحانی به عمل آورد در گرم شدن تنور انتخابات بسیار مؤثر بود و در خلق حماسه‌ای که مردم آفریدند نقش عمده‌ای ایفا کرد. این، درس بزرگی برای افراطیون است که هر چه در ۸ سال گذشته به آقای هاشمی رفسنجانی حمله کردند بر محبوبیت ایشان افزوده شد بطوری که طبق برآورد خود آنها اگر ایشان در نامزدی ریاست جمهوری باقی می‌ماند بیش از ۳۰ میلیون رأی می‌آورد.
۵- برخلاف انحصارطلبان و خشونت گرایان، جریان اعتدالی برای رقبای سیاسی خود جایگاه و حق اظهارنظر و فعالیت قائل است. کشور، ملک شخصی هیچکس و هیچ جریانی نیست. آحاد مردم، گروه‌ها،‌ جناح‌ها و سلیقه‌ها حق دارند در چارچوب قانون، اخلاق و شرع به فعالیت بپردازند، اظهارنظر کنند و نقش ایفا نمایند. مردم ایران به دلیل اینکه از تفکر انحصارگرایانه و بسته نگهداشتن جامعه خسته شده بودند، از میان شش نامزد متنوع به کسی رأی دادند که مخالفت خود را آشکارا با انحصار و خشونت و افراط فریاد زد و به مردم قول داد به چنین وضعیتی پایان خواهد داد. این،‌ لازمه جریان اعتدال است و مردم نیز همین انتظار را از رئیس‌جمهور جدید دارند. پیروزی جریان اعتدال به معنای شکست اصولگرائی نیست بلکه به معنای شکست کسانی است که از اصولگرائی سوءاستفاده کردند. این پیروزی، در واقع پیروزی جناح مستقل است.
آرزوی همه مردم اینست که صاحبان قلم و زبان‌های تندی که ۸ سال تمام هرچه خواستند علیه دیگران نوشتند و گفتند و بداخلاقی‌ها را به اوج رساندند، اکنون به تجدیدنظر در روش‌های خود روی آورند. مردم کریم ایران، قطعاً این افراد و جریان‌ها را اگر در تفکر خود تجدیدنظر کنند،‌ خواهند بخشید و آنها در دریای بیکران ملت جای مناسب خود را خواهند داشت.
۶- انتخابات ۲۴ خرداد نشان داد برخلاف تبلیغات منفی و گمانه زنی‌های نادرستی که درباره روحانیت وجود داشته و دارد، مردم ایران به روحانیت علاقمند هستند و در گزینش‌ها حساب افراد خدوم و صادق را از دیگران جدا می‌کنند. انتخاب دکتر حسن روحانی، در عین حال که گرایش مردم به روحانیت را نشان داد، این پیام را نیز برای آن دسته از روحانیون که با افراطیون همراهی کردند داشت که شأن روحانیت باید حفظ شود و افراد روحانی نباید به افراط و تفریط کشیده شوند. ایکاش جایگاه رفیع جامعه مدرسین نیز برای تبلیغات انتخابات هزینه نمی‌شد. نامزدها همه محترمند اما جایگاه روحانیت نباید برای هیچکس خرج شود.
۷- گرایش عمومی در این انتخابات، این واقعیت را نیز به اثبات رساند که مردم ایران با ولخرجی‌های تبلیغاتی میانه‌ای ندارند و ریخت و پاش‌ها جواب نمی‌دهد. متأسفانه بعضی از نامزدها با هزینه بیت المال و پول‌های باد آورده ولخرجی‌هائی در تبلیغات انتخاباتی کردند که بهیچوجه با الزامات نظام جمهوری اسلامی متناسب نبود. مردم نیز نسبت به این امور حساسیت دارند و دیدیم که در پای صندوق‌های رأی پاسخ لازم را به این قبیل افراد دادند.
در اینجا لازم است درباره شخص دکتر حسن روحانی این نکته را یادآور شویم که او به ولایت فقیه عمیقاً معتقد است و قطعاً در چارچوب قانون اساسی و سیاست‌های رهبری به انجام وظیفه خواهد پرداخت و برخلاف بعضی مسئولان فعلی از ایجاد تنش خودداری خواهد کرد. او شرایط حساس کشور را به درستی درک می‌کند و ضمن احترام به بزرگان و استفاده از مدیران با تجربه و نیروهای کاردان، برای حل مشکلات داخلی و خارجی تلاش خواهد کرد. با اینحال، می‌دانیم که قدرت، عوارضی نیز دارد و لذا خود را موظف می‌دانیم در مواقع مقتضی از باب “النصیحة لائمة المسلمین” نکات لازم را به رئیس‌جمهور منتخب گوشزد نمائیم.
خدایا، به مردم ایران سعادت دنیا و آخرت و به رئیس‌جمهور منتخب توفیق خدمت به این مردم و ترویج معالم دین برمبنای معارف قرآن و مکتب اهل بیت علیهم السلام عنایت فرما.

جای خالی میرحسین و کروبی در جشن شادی

جای خالی میرحسین و کروبی در جشن شادی

یکشنبه, ۲۶ خرداد, ۱۳۹۲
چکیده :دیشب خیابانها شاهد فوران شادی مردمی بود که پس از چهار سال اشک و آه با ایستادگی برسر خواسته های حداقلی خود و قبول داوری صندوق های رای، رای خود را پس گرفتند. جای میرحسین ، کروبی و ده ها زندانی سبز و جای ندا و سهراب و روح الامینی و دیگر شهدای سبز خالی بود. اما یادمان نرود که عده ای در کمین نشسته اند تا این پیروزی را به کام ما تلخ کنند و در همان گام های اول، منتخب ملت را با بن بست روبرو سازند و ما را دوباره مایوس و سر خورده به کنج خانه بفرستند. ما باید از حوادث دور اصلاحات و بعد از آن درس بگیریم. ...

شیرزاد عبداللهی
شب گذشته حضور خودجوش مردم در خیابانها و میادین شهر تهران و دیگر شهرها صحنه های زیبایی از آگاهی ، مهربانی و دوستی آفرید.دیشب خیابانها شاهد فوران شادی مردمی بود که پس از چهار سال اشک و آه با ایستادگی برسر خواسته های حداقلی خود و قبول داوری صندوق های رای، رای خود را پس گرفتند. جای میرحسین ، کروبی و ده ها زندانی سبز و جای ندا و سهراب و روح الامینی و دیگر شهدای سبز خالی بود. اما یادمان نرود که عده ای در کمین نشسته اند تا این پیروزی را به کام ما تلخ کنند و در همان گام های اول، منتخب ملت را با بن بست روبرو سازند و ما را دوباره مایوس و سر خورده به کنج خانه بفرستند. ما باید از حوادث دور اصلاحات و بعد از آن درس بگیریم.
من فکر می کنم باید حسن روحانی را همانگونه دید که هست:
۱- حسن روحانی رییس جهمور نظام جمهوری اسلامی است و قطعا یکی از اهدافش حفظ نظام است. ۲- حسن روحانی ، روحانی مسلمان و فرزند حوزه علمیه و قطعا طرفدار حکومت دینی است . ۳- حسن روحانی برای مقابله با رهبر و ولایت فقیه و تغییر قانون اساسی نیامده است. او فقط رییس جمهور اسلامی ایران در چهارچوب همین قانون اساسی است . ۴- حسن روحانی برخلاف دولت قبلی و افراطیون، در پی تعامل منطقی با جهان است و البته در سیاست خارجی اختیارات محدودی دارد. او اگر نتواند اوضاع را بهتر کند آن را بدتر نخواهدکرد.
۵- نام دولت آینده دولت تدبیر و امید است . حسن روحانی با جنبش خیابانی و شلوغی وتندروی و قانون شکنی مخالف است. ۶- فوران مطالبات و طرح تقاضاهای خارج از اختیار ریاست جمهوری ، موجب شور و نشاط موقت می شود اما در میان مدت سرخوردگی و یاس و افسردگی می آورد. از روحانی فقط چیزهایی را بخواهیم که در توان اوست و وعده اش را داده است. بیشتر از اینکه بگوییم روحانی باید چنین و چنان کند بیندیشیم که وظیفه ما به عنوان شهروند مسئول چیست؟ ۷- اشتباه نکنیم . فضای نسبتا باز و حضور مردم در خیابانها، نشانه عقب نشیتی اقتدارگرایان نیست. رفتار ما و شعارهای ما زیر ذره بین است ، در صورت انجام کارهای تحریک آمیز باید منتظر پاتک سنگین آنها باشیم .
۸- تجربه دوره اصلاحات نشان داد که بدون همراهی رهبر و یا دست کم بی طرفی ایشان و نهادهای تحت امرشان، تعییر سیاستها و جهت گیری ها ، توسط دولت و مجلس امکان پذیر نیست . سیاست مقابله با رهبر و یا نهادهای انتصابی ، دولت را زمینگیر می کند. ضمن اینکه روحانی و حتی هاشمی و خاتمی اهل چنین مقابله ای نیستند. حتی تقابل بین شخصیت ها و جناح ها هم باید جای خود را به همکاری بدهد. حضور هاشمی ، خاتمی ، ناطق نوری ، علی مطهری و… در یک جبهه نشان می دهد که تقابل و افراط گرایی به ضرر مردم است. ۹ – فراموش نکنیم نشانه دولت روحانی کلید است . باز کردن قفل با کلید نیازمند این است که دندانه های قفل و کلید به هم بخورد . نماد دولت روحانی، کلنگ ، بولدوزر ، چکش و چیزهایی از این قبیل نیست. در جهت یافتن کلید برای قفل های فراوان او را یاری کنیم.
۱۰ – هیچ گروهی نباید حذف شود و در حاشیه قرار گیرد. در دوره اصلاحات همان هایی که به حاشیه رفتند، انگیزه پیدا کردند و به میدان آمدند و جنگیدند و کشور را به این وضع کشاندند. ایران متعلق به همه ایرانیان است. یادآوری خقوق اقلیت های دینی و قومی و سیاسی و سکولارها و … نباید کسی را به این نتیجه برساند که بسیجی و حزب الهی و سپاهی و مسجدی و… حذف شوند. ۱۱- روحانی کاندیدای حداقلی ماست. آمده تا کلنگ را از دست احمدی نژاد بگیرد و کلید را جانشین کلنگ کند. ۱۲ – رویاهایمان را نباید به عنوان شعار سیاسی روز فریاد بزنیم. در ایران چرخه هرج و مرج – استبداد بر تاریخمان حاکم بوده . هر موقع فضا باز شده فریاد کشیده ایم و هنجارها را شکسته ایم . مدت کوتاهی بعد از آن مردم خسته از هرج و مرج، خواستار امنیت شده اند و قلدری پا به میدان گذاشته و بساط استبداد را گسترده است. آزادی وقتی شیرین است که با امنیت و قانونگرایی همراه باشد.

اشتراک‌گذاری:

کرباسچی مطرح کرد: درس های مردم به حکومت و فعالان سیاسی

کرباسچی مطرح کرد: درس های مردم به حکومت و فعالان سیاسی

یکشنبه, ۲۶ خرداد, ۱۳۹۲
چکیده :غلامحسین کرباسچی رای اکثریت مردم ایران به حسن روحانی را محصول بلوغ سیاسی مردم و جامعه ایران دانسته و می گوید: در جامعه ایران بلوغ سیاسی شکل گرفته بدون اینکه سازمان سیاسی قوی وجود داشته باشد چون به هر حال احزاب و گروههای سیاسی دست شان برای فعالیت های سیاسی باز نیست اما به نظر می آید سازمان یافتگی سیاسی خیلی قوی در متن جامعه در جهت رسیدن به این روش های معقول و خواسته های معقول وجود دارد. ...

غلامحسین کرباسچی رای اکثریت مردم ایران به حسن روحانی را محصول بلوغ سیاسی مردم و جامعه ایران دانسته و می گوید: در جامعه ایران بلوغ سیاسی شکل گرفته بدون اینکه سازمان سیاسی قوی وجود داشته باشد چون به هر حال احزاب و گروههای سیاسی دست شان برای فعالیت های سیاسی باز نیست اما به نظر می آید سازمان یافتگی سیاسی خیلی قوی در متن جامعه در جهت رسیدن به این روش های معقول و خواسته های معقول وجود دارد.
دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی و شهردار پیشین تهران حضور مردم پای صندوق های رای را پیامی به اصلاح طلبا ن و همچنین حکومت میداند ومعتقد است: مردم این پیام را دادند که اگر راه ما را ببندند و نگذارند ما دنبال راههای ممکن دیگری که ما را به اهداف مان برساند حرکت میکنیم و دست روی دست نمی گذاریم و با روشهای مدنی و آرام آرام به سمت اصلاح و خواسته های مان پیش می رویم. مردم هم به حکومت درس دادند هم به اصلاح طلبان و حال ما هستیم که باید از این درس تجربه بگیریم.
اقای کرباسچی بر تناسب حرکت های اصلاح طلبانه و مطالبات با واقعیت های جامعه تاکید دارد و به روز می گوید: آقای روحانی برنامه دارند و خودشان هم در صحبت هایشان گفته اند که ما احساس میکنیم می شود شرایط را بهبود بخشید. ولی باید مطالبات هم تعدیل شود و همین مقدار که ما احساس کنیم اولا اوضاع و شرایط مملکت بدتر از این نشود و از طرفی به سمت بهبود و شرایط بهتری برود فکر میکنم جای امیدواری است. همین قدر که برنامه هایی با تدبیر و کارشناسی و مطالعه پی گیری شود در همه ابعاد به خصوص در مسائل سیاست خارجی و در عرصه اقتصادی اگر با کارشناسی قدم هایی برداشته شود به سمت بهبود می رویم. من البته از یک جهت خیلی خوشحال و خوش بین هستم چون جریانی که در جامعه ایجاد شده یک جریان بسیار پخته و آبدیده ای است که بسیاری از مسائل را خیلی خوب درک میکند. شما ببینید بدون هیچ رسانه موثری و ظرف چند روز که ائتلاف اصلاح طلبان و انتخاب آقای شکل گرفت و فاصله چندانی بین روز ائتلاف و رای گیری نبود و امکان رسانه ای و تبلیغی قوی ای هم وجود نداشت ولی سامانه بسیار قوی اجتماعی تا عمق روستاها رفت. ما در این انتخابات روستاهایی داریم که مصداقی بگویم شهری مثل قم که علی القاعده خیلی امکان تبلیغات در این شهر برای اصلاح طلبان وجود ندارد روستاهایی داریم در همین قم که همه آرای شان صد در صد و بدون هیچ رای باطله ای برای آقای روحانی بود. این از دو جهت مهم است سامانه ای که احساس می شود به صورت اجتماعی ایجاد شده و یک پیام رسانی غیر رسمی و غیرعلنی است و از طرف دیگر خواست اجتماعی و به نوعی می توان گفت خستگی از شرایط موجود می تواند دست به دست هم دهد و در آینده هم برای تعدیل مطالباتی که از دولت آقای روحانی وجود دارد کمک کند البته آقای روحانی هم باید بنا بر قول ها و برنامه هایی که به مردم ارائه کرده تلاش و پی گیری کند، همکاران کارشناس و خبره ای را انتخاب کند که بتواند او را زودتر به حداقل اهداف کوتاه مدت و میان مدت اش نزدیک کند.
مصاحبه “روز” با غلامحسین کرباسچی در پی می آید:

آقای کرباسچی کاندیدای اصلاح طلبان برنده انتخابات در دور اول شد اکنون برنامه اصلاح طلبان چیست؟ آیا اصلاح طلبان و آقای روحانی برنامه مدونی برای تغییر وضعیت فعلی کشور دارند یا اینکه تصور نمیکردند کاندیدای شان برنده انتخابات باشد و صرفا از فضای انتخاباتی برای بیان مطالبات خود و مردم بهره می گرفتند؟

پیشگویی که نمی توان کرد از اینکه چه شکلی می شود و چه اتفاقی می افتد ولی مساله این است که شور و هیجانی که در انتخابات به این شکل نشان داده شد از مطالبات مردم حکایت دارد مطالبات زیادی که در عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی مردم دارند. نمی شود چه اقای روحانی، چه هر کس دیگری ادعا بکنند که می توانند تمام این مطالبات را براورده بکنند و احیانا در کوتاه مدت که هیچ، حتی در میان مدت بتوان در این زمینه ادعایی کرد. باید یک مقدار هم صریح به مردم گفت. البته آقای روحانی برنامه دارند و خودشان هم در صحبت هایشان گفته اند که ما احساس میکنیم می شود شرایط را بهبود بخشید. ولی باید مطالبات هم تعدیل شود و همین مقدار که ما احساس کنیم اولا اوضاع و شرایط مملکت بدتر از این نشود و از طرفی به سمت بهبود و شرایط بهتری برود فکر میکنم جای امیدواری است. همین قدر که برنامه هایی با تدبیر و کارشناسی و مطالعه پی گیری شود در همه ابعاد به خصوص در مسائل سیاست خارجی و در عرصه اقتصادی اگر با کارشناسی قدم هایی برداشته شود به سمت بهبود می رویم. من البته از یک جهت خیلی خوشحال و خوش بین هستم چون جریانی که در جامعه ایجاد شده یک جریان بسیار پخته و آبدیده ای است که بسیاری از مسائل را خیلی خوب درک میکند. شما ببینید بدون هیچ رسانه موثری و ظرف چند روز که ائتلاف اصلاح طلبان و انتخاب آقای شکل گرفت و فاصله چندانی بین روز ائتلاف و رای گیری نبود و امکان رسانه ای و تبلیغی قوی ای هم وجود نداشت ولی سامانه بسیار قوی اجتماعی تا عمق روستاها رفت. ما در این انتخابات روستاهایی داریم که مصداقی بگویم شهری مثل قم که علی القاعده خیلی امکان تبلیغات در این شهر برای اصلاح طلبان وجود ندارد روستاهایی داریم در همین قم که همه آرای شان صد در صد و بدون هیچ رای باطله ای برای آقای روحانی بود. این از دو جهت مهم است سامانه ای که احساس می شود به صورت اجتماعی ایجاد شده و یک پیام رسانی غیر رسمی و غیرعلنی است و از طرف دیگر خواست اجتماعی و به نوعی می توان گفت خستگی از شرایط موجود می تواند دست به دست هم دهد و در آینده هم برای تعدیل مطالباتی که از دولت آقای روحانی وجود دارد کمک کند البته آقای روحانی هم باید بنا بر قول ها و برنامه هایی که به مردم ارائه کرده تلاش و پی گیری کند، همکاران کارشناس و خبره ای را انتخاب کند که بتواند او را زودتر به حداقل اهداف کوتاه مدت و میان مدت اش نزدیک کند.
با توجه به تجربه انتخابات گذشته انتظار نمی رفت مردم در این انتخابات مشارکت گسترده ای داشته باشند و بسیاری از تحلیلگران هم بر این باور بودند که مردم از انتخابات استقبالی نخواهند کرد شما هم اشاره کردید به اینکه اصلاح طلبان امکان رسانه ای و تبلیغی به خصوص بعد از ائتلاف نداشتند که فاصله ائتلاف و انتخابات خیلی کم بود و.. این مشارکت مردمی را چگونه ارزیابی میکنید؟
دو نکته وجود دارد یک نکته برمیگردد به اینکه بالاخره مردم مطالباتی که در انتخابات قبلی داشتند و مطالباتی که الان در جامعه وجود دارد چه مطالبات اجتماعی، چه اقتصادی، چه فرهنگی و سیاسی، برآورده نشده و مردم هم از تحرکات اجتماعی و سیاسی شان و حضور در صحنه های مختلف دنبال مطالبات شان هستند. درست است الان گروههای پیدا شده اند که خود را مطالبه محور می نامند اما مطالبه محور تر از هر کسی خود مردم هستند. مردم به هر حال از پا نمی نشینند تا به خواسته هایشان برسند و انواع فعالیت ها را هم میکنند. یک بخشی فعالیت های مثبت است مثل شرکت در انتخابات و فعالیت های اجتماعی و سیاسی. یک بخشی هم واکنش های منفی است که جامعه از خود نشان میدهد در قبال عملکردهای منفی که نسبت به خواسته های مردم وجود دارد. حضور مردم در انتخابات عینی ترین وجه اش پی گیری مطالبات شان است و عینی ترین بخش از این مطالبات هم، مطالبات اقتصادی است ما هرجور که حرف بزنیم و قضاوت یا بررسی کنیم نمی توانیم نادیده بگیریم که اکثریت عظیمی از مردم در مسائل اقتصادی و مسائل روزمره شان دچار مشکل هستند. تورم، افزایش قیمت های سرسام اور و.. جامعه را به حرکت در میآورد. منتهی در جوامعی که رشد آنچنانی در مسائل سیاسی نیست ممکن است فعالیت های تخریبی صورت بگیرد در یک جایی مثل جامعه ایران هم که به هر حال تجربه نسبتا قابل توجهی در این چند ساله ۲۰ تا ۳۰ ساله از فعالیت و شرکت در مسائل احتماعی و سیاسی دارد شرکت در انتخابات برای تغییر حداقلی در وضعیت موجود و رسیدن به مطالبات است. این یک وجه قضیه است و وجه دیگرمساله هم رشد و نمو سیاسی افراد و جامعه به خصوص در شرایط سرکوب و براورده نشدن خواسته هایشان است که به صورت عکس العملی رخ میدهد. که اتفاقا بلوغ اش در چنین شرایطی است یعنی شرایطی که نادیده گرفته شود. البته یک جنبه منفی می تواند پیدا کند که برای جامعه حالت خطرناکی داشته باشد و یک حالت هم می تواند حالت مثبتی داشته باشد که از طریق همین فعالیت های انتخاباتی و حضور در صحنه و با خردورزی و روشهای معقول برخورد کردن است و به نظر می رسد در جامعه ایران بلوغ سیاسی شکل گرفته بدون اینکه سازمان سیاسی قوی وجود داشته باشد چون به هر حال احزاب و گروههای سیاسی دست شان برای فعالیت های سیاسی باز نیست اما به نظر می آید سازمان یافتگی سیاسی خیلی قوی در متن جامعه در جهت رسیدن به این روش های معقول و خواسته های معقول وجود دارد و این جای امیدواری است.

خود شما تصور چنین مشارکتی از سوی مردم را داشتید و تصور اینکه اقای روحانی در دور اول برنده انتخابات شود؟

من شخصا استدلالم این بود در طول این یکسال و حتی قبل تر اگر دیده باشید که فعالانه باید رد انتخابات شرکت کرد. احساسم این بوده که هیچ وقت زمینه به این خوبی برای فعالیت سیاسی اصلاح طلبان وجود نداشت. علت اش این بود که هم خواسته های عمومی جامعه را احساس میکردیم هم ناکارآمدی فوق العاده ای که از سوی دستگاه اجرایی در طول این ۸ سال وجود داشت و جامعه از این ناکارآمدی به ستوده آمده. از آن طرف هم به هم ریختگی ای که ما در اردوگاه رقیب در واقع می بینیم و اختلافات و مسائلی که بر اردوگاه آنها حاکم است همه فرصت هایی برای اصلاح طلبان است که به خوبی از این می شد استفاده کرد و تا حدودی هم استفاده ش. خود من احساس میکردم که هیچ زمانی مناسب تر و هیچ فرصتی بهتر از این برای اینکه اصلاح طلبان بتوانند اهداف خود را دنبال و با مردم مطرح کنند و به صورت عینی بگویند جدا شدن جامعه از برنامه های اصلاح طلبانه می تواند چه عواقبی را به وجود بیاورد وجود نداشت. هیچ وقت عینی تر و مناسب تر از این زمان نمی توانستند اصلاح طلبان با مردم حرف بزنند. لذا من معتقد بودم که این کار شدنی است البته برخی دوستان هم خیلی خوش بین نبودند و معتقد نبودند که می شود مردم را به صحنه اورد ولی دوستانی هم بودند که با توجه به شرایط موجود این دیدگاه را داشتند و فکر میکردند زمینه برای این مساله آماده است.

بحثی که وجود دارد این است که اقای روحانی کاندیدای مطلوب مردم نبوده و با معرفی او به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان، مردم به او رای دادند. این بدین معنی است که مردم یکبار دیگر به اصلاح طلبان اقبال نشان دادند و اعتماد کردند آیا اصلاح طلبان توان پاسخ دادن به این اعتماد را دارند؟ یعنی برنامه هایی برای پاسخگویی در مقابل خواسته های مردم دارند؟

اصلاح طلبان هم باید در برنامه های خود و شرایط و حتی گفتمان شان، اصلاحات را بپذیرند. ما نباید فکر کنیم هر چه که اصلاح طلبان میگفتند و هر شعاری مطرح میکردند غیر قابل تغییر است.
در چه راستایی؟
ببینید بایستی روش های اصلاح طلبانه منطبق با واقعیت هایی که در جامعه وجود دارد و سیاست هایی که در جامعه امکان پذدیر است باشد. اصلاح طلبی در فضایی که به هیچ وجه امکان فعالیت وجود نداشته باشد یا طرح شعارهای اصلاح طلبانه ای که به هیچ وجه امکان تحقق شان رد جامعه وجود نداشته باشد با خردورزی و سیاست ورزی معقول تناسبی ندارد. حتما اصلاح طلبان هم باید در طرح شعارها و برنامه هایشان براساس آنچه که در جامعه امکان پذیر است حرف بزنند و صحبت کنند. مردم هم خوشبختانه برداشت من این است که این روش های خردمندانه و معقول را بیشتر می پذیرند. آقای روحانی هم هیچ کجا نگفته که من اصلاح طلب هستم. ایشان همیشه صحبت از اعتدال و خردورزی کرده اصلاح طلبان و مردم هم از آقای روحانی مطالبات آنچنان حداکثری اصلاح طلبانه که در جامعه عملی نباشد هم نخواهند داشت. من فکر میکنم یک نقطه اپتیمومی در واقع اینجا است بین اصلاح طلبی و خردورزی و اعتدال. که اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو در وجود اقای روحانی برای بهبود شرایط جامعه به نتیجه رسیده اند. الان توقع مردم و توقع جامعه هم از اصلاح طلبان این است که این مساله تقویت شود و شرایطی در جامعه به وجود بیاید که اگر کسانی هم اعتقادات افراطی و ویژه ای دارند هم احساس خطر نسبت به ارزش های خود نداشته باشند و بدانند که مجموعه اقای روحانی و اصلاح طلبانی که به ایشان کمک میکنند در جهت نفی ارزش هایی که حتی برای افراط گرایان محترم است و با اعتقادات خودشان دنبال آنها هستند نیست و قرار است حالت ثبات و امنیتی برای همه گروههای جامعه به وجود بیاید که همه بتوانند احساس امنیت کنند و در واقع می شود به عنوان وحدت ملی به آن نگاه کرد.
در مصاحبه ای که با آقای سعید لیلاز داشتم می گفتند مساله تغییر فرد نیست و مساله تغییر سیاست های کشور است و اگر رهبری تصمیم به تغییر سیاست ها نگیرد تغییر فرد توفیری نخواهد داشت. نظر شما چیست؟ آیا نشانه ای از تغییر سیاست ها می بینید؟ به خصوص که اکثریت گمان میکردند آرا این دوره نیز همچون دوره قبل خوانده نخواهد شد آیا خوانده شدن آرای مردم را نشانه ای از تغییر سیاست ها می توان دانست؟
در به قول معروف دموکراسی فقط تغییر افراد نیست یعنی خواسته مردم تغییر فرد نیست تغییر برنامه ها، سیاست ها و روشهای اداره جامعه است و این بخشی از دموکراسی است. کسانی هم که می آیند و رای مردم را می گیرند دنبال این هستند که خواسته های مردم را تحقق ببخشند. حالا هم کسانی که رای می گیرند هم کسانی که این وضعیت را مشاهده میکنند وقتی ملاحظه بکنند یک خواست قوی در جامعه برای تغییر وجود دارد علی القاعده اگر حتی برای دوام کشور و ثبات کشور هم باشد باید به صورت معقول و به صورت مسالمت آمیز بسیاری از این تغییرها در سیاست ها و راهبردها را بپذیرند. تجربه ما هم نشان داده که شرایط در ایران غیر قابل تغییر نیست مگردر جاهایی که از روش های معقول و با خردورزی مناسب استفاده نشده باشد. من فکر میکنم اتفاقی که الان افتاده می تواند زمینه ای باشد برای اینکه بسیاری از تغییراتی که مورد خواست مردم است با ملاحظه خواست عمومی مورد توجه قرار بگیرد و به آن تن داده شود.

آقای کرباسچی یکی از مطالبات مردمی که به اقای روحانی رای داده اند آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز است. در میتینگ های انتخاباتی آقای روحانی شاهد بودید خود شما هم هرکجا آقای روحانی اسم از آقای هاشمی و سپس آقای خاتمی آورد مردم فریاد موسوی، موسوی سر دادند. الان هم که من با شما مصاحبه میکنم مردم در خیابان ها جشن پیروزی گرفته و شعار آزادی موسوی، رهنورد و کروبی و زندانیان سیاسی را سر میدهند و حتی شعار میدهند که “موسوی رایت رو پس گرفتیم”. در این زمینه آیا اقای روحانی یا اصلاح طلبان برنامه ای دارند؟ ایا اصلا چنین امکانی برای دستگاه اجرایی وجود دارد که بتواند در این زمینه وارد عمل هم شود؟
من عقیده دارم در عین حالی که ممکن است برخی، مسائل پیش آمده را منتسب به دستگاه اجرایی نکنند ولی مجموعه دستگاه اجرایی که در واقع خیلی توانمندی و ریشه ای در جامعه نه به صورت اجتماعی و نه به صورت سیاسی نداشت از برانگیختن این حالت و این وضعیت که به هر حال یک شرایط دو قطبی را در جامعه به وجود بیاورد و خود در شکاف این دو قطب بتواند یک زیست ویزه ای را داشته باشد استفاده کرده. اگر دستگاه اجرایی، معقول حرکت کند و مسائل را درست بررسی کند من فکر میکنم این مسائل هرچقدر هم که به دستگاه اجرایی مرتبط نباشد و در حیطه اختیارات دستگاه اجرایی نباشد ولی با پی گیری دستگاه اجرایی و به خصوص خود اقای رئیس جمهور قابل حل و فصل است چون این ها مسائل پیچیده ای نیست و چندان دشوار نیست که حل و فصل شود.
آقای کرباسچی قربانیان انتخابات قبلی همچنان هزینه میدهند کسانی که دنبال رایشان بودند یا کشته شدند یا به زندان کشیده شدند و مردم چهار سال هزینه های گزافی چه درعرصه سیاسی و چه در عرصه اقتصادی و شخصی پرداختند هزینه هایی که محصول عملکرد حکومت در انتخابات قبلی بود. اما باز دیگر با امید به پای صندوق هیا رای آمدند در این حضور چه پیامی برای حکومت از سویی و برای اصلاح طلبان از سوی دیگر وجود دارد؟
من به نظرم مردم با حضور در صحنه این پیام را دادند که اصلاح طلبی با روش های معقول ممکن است و برخلاف تحلیل هایی که از رای را نمیخوانند یا نمی گذارند و.. منبعث می شد، اگر اصلاح طلبان و نیروهای معتدل با روش های معقول حرکت کنند موفق خواهند شد. اصلاح طلبی که از حداکثرها شروع نمی شود همیشه اصلاحات باید از راههای ممکن و راههای که می شود بدان دسترسی پیدا کرد جلو رود. مردم این پیام را دادند که اگر راه ما را ببندند و نگذارند ما دنبال راههای ممکن دیگری که ما را به اهداف مان برساند حرکت میکنیم و دست روی دست نمی گذاریم و با روشهای مدنی و آرام آرام به سمت اصلاح و خواسته های مان پیش می رویم. مردم هم به حکومت درس دادند هم به اصلاح طلبان و حال ما هستیم که باید از این درس تجربه بگیریم.

اشتراک‌گذاری:

سرمقاله تهران امروز: ” حلال ترین رای ” با پاس گل جلیلی به روحانی

سرمقاله تهران امروز: ” حلال ترین رای ” با پاس گل جلیلی به روحانی

چکیده :روزنامه تهران امروز از حامیان محمدباقر قالیباف در سرمقاله امروز خود با عنوان «حلال ترین رای!» نوشت: آقای جلیلی! پاس گل آقای روحانی را شما زحمت کشیدید. برادر عزیز! باید بدانیم که تکلیف همیشه به فعل نیست که برخی اوقات به ترک فعل است....

روزنامه تهران امروز از حامیان محمدباقر قالیباف در سرمقاله امروز خود با عنوان «حلال ترین رای!» نوشت: آقای جلیلی! پاس گل آقای روحانی را شما زحمت کشیدید. برادر عزیز! باید بدانیم که تکلیف همیشه به فعل نیست که برخی اوقات به ترک فعل است.
این روزنامه که قالیباف را هم مدعی اصولگرایی ندانسته نوشته است: رای قالیباف به‌دلیل جریان مدعی اصولگرایی نبود که اتفاقا بیشترین ضربات را از همین دسته خورد. چنانکه گروه‌های سنتی اصولگرا که از نامزد دیگری حمایت کردند. گروه‌های دیگر اصولگرا که نام ایشان را حتی در رده سوم هم نیاوردند. گروه‌های مرجع مختلف دینی هم ایضا. دوستان ائتلاف هم که به پیمان خود وفادار نماندند یا انصراف ندادند یا انصراف خود را به‌دلیل حمایت از ایشان اعلام نکردند. گروه پایداری هم که بیشترین حملات را در گذشته دور و نزدیک به سمت قالیباف نشانه رفته بود. دولت هم که از سال‌ها پیش نذر تخریب قالیباف داشت. اصلاح طلبان هم که آتش توپخانه خود را به‌ویژه در ماه‌های گذشته به روی ایشان متمرکز کرده بودند. تکلیف ضد انقلاب هم که روشن بود؛ صدای آمریکا چندین بار مستند تخریبی علیه او پخش کرد و بی بی سی فارسی و دیگر شبکه‌های فارسی زبان ضد انقلاب هم که چیزی کم نگذاشتند و در تخریب چهره او از یکدیگر سبقت می‌گرفتند. حالا شما خواننده گرامی که مخاطب این همه تخریب بودید، قاعدتا باید با خودتان بگویید این قالیباف چه کرده که همه به او می‌تازند؟
سرمقاله نویس مدعی است که رای قالیباف فقط رای به کارنامه موفق مدیریتی او بود، آن هم برای کسانی که تحت تاثیر انتشار تخریب‌های گوناگون قرار نگرفته بودند. قالیباف دست روی زانوی خود گذاشت و بلند شد و حالا سربلند است که بدون حمایت‌های خاص و به رغم تخریب‌های گوناگون، جایگاه دوم را بدست آورد.
در این یادداشت با انتقاد شدید از جلیلی نوشته است: آقای جلیلی شما به قول خودتان و حامیان دوآتشه‌تان به تکلیف‌تان عمل کردید؟ فقط پرسش ما از شما این است که واقعا به تکلیف‌تان عمل کردید که انتخابات ریاست قوه اجرایی را به یک رفراندوم هسته‌ای تبدیل کردید؟! برادر گرامی! گفته بودی که پشت خیمه‌های دشمن هستیم و نباید از این ده ضربه شمشیر عقب بکشیم. اما نگفته بودی که مصداق قرآن سر نیزه در این شباهت سازی چیست؟ حداقل شش سال است که رهبری عناوین سالها را به اولویت اقتصاد و اداره معیشت مردم اختصاص داده اند و فرموده اند که مبارزه با آمریکا یعنی کار کار و کار! بله برادر، قرآن سر نیزه در پشت خیمه‌های دشمن آن بود که فراموش کنیم باید با کارآمدی و همت جهادی سرافکندگی درونی را به سربلندی تبدیل کنیم تا عزت مدارانه مقابل دشمن بایستیم و باید از مدیر ولایی، جهادی با کارنامه و تجربه موفق مدیریتی و کارآمد حمایت کنیم تا بتوانیم آن ده ضربه شمشیر آخر را به هدف • آقای جلیلی! پاس گل آقای روحانی را شما زحمت کشیدید. برادر عزیز! باید بدانیم که تکلیف همیشه به فعل نیست که برخی اوقات به ترک فعل است.

آخرین تلاش های افراطیون و شاگردان مصباح بعد از حماسه مردم: دمکراسی به شرط چاقو

آخرین تلاش های افراطیون و شاگردان مصباح بعد از حماسه مردم: دمکراسی به شرط چاقو

چکیده :سایت رجانیوز وابسته به جبهه پایداری در یادداشتی بدون اشاره به تقلب انتخاباتی سال 88 بار دیگر به اتهام زنی به هاشمی پرداخت ...


سایت رجانیوز وابسته به جبهه پایداری در یادداشتی بدون اشاره به تقلب انتخاباتی سال ۸۸ بار دیگر به اتهام زنی به هاشمی پرداخت و مدعی شد: در حالی که تنها ۴ سال از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری می گذرد و همچنان افکار عمومی میزان “شبهه آفرینی” های هاشمی رفسنجانی در سلامت انتخابات ۸۸ و نقش فرزندانش در آشوب‎های خیابانی را فراموش نکرده است، وی بدون هیچ توضیحی درباره اینکه به چه علت در آن برهه در برابر رای مردم و رییس جمهور منتخب تمکین نکرد، انتخابات اخیر را دموکرات ترین انتخابات دنیا توصیف کرده است.
این سایت که طی عمر کوتاه خود در عالم رسانه ای از هیچ تلاشی برای تخریب چهره های اصیل انقلابی کوتاهی نکرده است، از حامیان اصلی سعید جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری بود.
پیروان مصباح یزدی که حاصل دولت مورد نظرشان اختلاف، بحران و تباهی برای کشور بوده است، بدون پرداختن به افراط گری های گروه شان، بدون اشاره به اینکه چگونه ستاد انتخابات احمدی نژاد در سال ۸۸ تنها چند ساعت بعد از اخذ آرا او را پیروز انتخابات معرفی کرد نوشته است: به عبارت دیگر هاشمی، همسرش، فرزندانش و دیگر حامیان وی باید به این سوال اساسی پاسخ دهند که آیا روند برگزاری یا دولت برگزار کننده انتخابات سال ۸۸ تفاوتی با سال ۹۲ کرده است یا آنها دموکراسی را “به شرط چاقو” قبول دارند و زمانی که کاندیدای مورد نظرشان توسط ملت انتخاب شود،‌ با ذوق زدگی هر چه تمام آن را “دموکرات ترین انتخابات دنیا” می دانند و اگر فردی غیر از آن کسی که مورد نظر آنها باشد توسط مردم انتخاب شود، در آن انتخابات تقلب شده و باید با حضور در کف خیابان ها به آشوب و کودتا علیه اراده ملت دست زد؟
ادعای رجا نیوز در حالی است که هاشمی پیش از اعلام نتایج انتخابات از دمکراتیک ترین انتخابات سخن گفته بود.
این یادداشت با دنباله روی از خسرو حسینیان که خواستار اعدام رهبران جنبش سبز شده بود در یک اقدام شبهه انگیز در جشن شادی مردم نوشته است” آشکار شدن بیش از پیش ماهیت واقعی مدعیان دروغ تقلب در انتخابات، به نظر می رسد باید نسبت به محاکمه سران فتنه ۸۸ بصورت جدی مبادرت شود. چرا که این روزها خیانت بزرگ آنها به مردم و نظام در سال ۸۸ حتی بر دشمنان و رسانه های بیگانه نیز آشکار شده و دقیقا از همان ساز و کار انتخاباتی که ۴ سال قبل آنها مدعی تقلب ۱۱ میلیونی در انتخابات شدند، حامیان آنها امروز توانسته اند بار دیگر در یک ساز و کار دموکراتیک و قانونمدارانه، قدرت را به دست گیرند.

یدالله اسلامی: ایران هم موسوی را فریاد کرد، گویا روز پیروزی میرحسین است

یکشنبه, ۲۶ خرداد, ۱۳۹۲
چکیده :هنگامی که مردم فریاد می زدند" برادرم شهیدم رایت را پس گرفتم" و من پرتاب شدم به 25 خرداد 88به شکوه آرامش مردم درراهپیمایی سکوت که با غریو گلوله ای در خون نشست مردم فریاد می زدند " موسوی موسوی رایت را پس گرفتم " ومن خودرا در زندان اختر می یافتم در نزد پیر نقاش که برذهن مردم نقش پایداری زد واز جوانه های امید پاسداری کرد. دیشب تهران یک نام را بیش ازهر نام دیگری فریاد کشید " موسوی " این مردم در این چهارسال چه کشیده اند ونشکسته اند گویا دیروز روز پیروزی موسوی بود....


یدالله اسلامی از نمایندگان پیشین مجلس شورای اسلامی در وصف شب گذشته جشن شادی مردم بعد از اعلام ریاست جمهوری حسن روحانی نوشته است: تهران یک پارچه شد موسوی و ایران هم موسوی را فریاد کرد. تنهاترین سردار ، امشب بیش از هر زمان دیگر دلمان برایت تنگ است.
او هم که مثل خیلی های دیگر شب گذشته برای سهیم شدن در شادی مردم به خیابان های رفته بوددر توصیف مشاهدات خود نوشته است: نیمه شب میدان تجریش خاموش بغض شکسته شهررامی دیدم وازشماچه پنهان تنها می کوشیدم اشک روان دیده ام را پنهان کنم هنگامی که مردم فریاد می زدند” برادرم شهیدم رایت را پس گرفتم” و من پرتاب شدم به ۲۵ خرداد ۸۸به شکوه آرامش مردم درراهپیمایی سکوت که با غریو گلوله ای در خون نشست مردم فریاد می زدند ” موسوی موسوی رایت را پس گرفتم ” ومن خودرا در زندان اختر می یافتم در نزد پیر نقاش که برذهن مردم نقش پایداری زد واز جوانه های امید پاسداری کرد. دیشب تهران یک نام را بیش ازهر نام دیگری فریاد کشید ” موسوی ” این مردم در این چهارسال چه کشیده اند ونشکسته اند گویا دیروز روز پیروزی موسوی بود.

افراطیون عبرت بگیرند

افراطیون عبرت بگیرند

یکشنبه, ۲۶ خرداد, ۱۳۹۲
چکیده :اکنون از افراطیونی که با مشخص شدن نتایج نهایی آرا، مشخص شد دوران قدرتشان به پایان خود نزدیک می شود و در طول این سالها انواع و اقسام تهمت های ناروا و نسبت های خلاف شرع، از مفسد فی الارض و عامل آمریکا و سیا گرفته تا... به این دو چهره زدند، باید پرسید به راستی شما که ادعای ولایتمداریتان گوش فلک را پر کرده، به رهبری و این مردم رنج کشیده از افراط گری خدمت کرده اید، یا هاشمی و خاتمی؟...

سایت آینده با تمجید از نقش محوری هاشمی و خاتمی در تشویق مردم به مشارکت در انتخابات خطاب به افراطیون نوشته است: اکنون از افراطیونی که با مشخص شدن نتایج نهایی آرا، مشخص شد دوران قدرتشان به پایان خود نزدیک می شود و در طول این سالها انواع و اقسام تهمت های ناروا و نسبت های خلاف شرع، از مفسد فی الارض و عامل آمریکا و سیا گرفته تا… به این دو چهره زدند، باید پرسید به راستی شما که ادعای ولایتمداریتان گوش فلک را پر کرده، به رهبری و این مردم رنج کشیده از افراط گری خدمت کرده اید، یا هاشمی و خاتمی؟
متن این نوشته به شرح زیر است:
در حالی که با حضور حدود ۳۷ میلیون نفری مردم ایران و رای قریب ۱۹ میلیونی برای حجت الاسلام روحانی، مشارکت ۷۲ درصدی در انتخابات این دوره محقق شد، بدون تردید ۱۰ میلیون رای یا به عبارت دیگر ۲۰ درصد مشارکت مردم را باید مدیون نقش آفرینی آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام والمسلمین خاتمی دانست؛ دو شخصیتی که با وجود انواع تخریب ها در دهه اخیر، ایثارگرانه از تمام اعتبار و آبروی خود چند ده ساله خود مقابل مردم مایه گذاشتند و با وجود تمام بی مهری های این سالهای سخت، رکن اساسی خلق حماسه انتخابات ۹۲ برای جمهوری اسلامی شدند و حماسه مورد نظر رهبری را خلق کردند.
با توجه به تداوم دلخوری بخشی از مردم از حوادث سال ۸۸ که رد صلاحیت حیرت انگیز آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز این ناراحتی ها را افزایش داد، گروهی از مردم دچار یاس و سرخوردگی شده و قصد داشتند با صندوق های رای قهر کنند.
شاید برخی احتمال می دادند هاشمی بعد از این رخداد نوعی قهر پیشه کند یا در مجمع تشخیص و مراسم رسمی ۱۴ خرداد حضور نیابد، یا دست کم انتخاباتی را که با تمام سوابق درخشانش در آن رد صلاحیت شده را نامشروع بداند و در آن حاضر نشود؛ اما هاشمی نه تنها هیچ یک از این کارها را نکرد، بلکه مردم را به حضور پر شور و شعور دعوت کرد و تازه سیاستی اتخاذ کرد که قهرکنندگان با انتخابات با امیدواری به سوی صندوق ها بیایند.
از سوی دیگر سید محمد خاتمی که حتی محدودیت هایی شدیدتر بر وی اعمال شده و حتی حضور وی در مراسم های عمومی تاب آورده نمی شود، با وجود آن که به رغم اصرار دوستانش هیچ گونه زمینه ای برای حضور در انتخابات نیافت، از آبروی خویش مایه گذاشت و با درخواست از یکی از نزدیک ترین مدیرانش برای انصراف، کاری کرد که میلیونها ایرانی به شوق عمل به راهکار واقع بینانه و غیر ایده آل گرایانه وی، به یک اصولگرای معتدل رای دهند.
این اقدامات ایثارگرانه و مدبرانه که با فروتنی از سوی این دو چهره باسابقه و خدوم کشور انجام شد، باعث شد انتخاباتی که می رفت سرد و بی روح و با درصد مشارکت حدود ۵۰ درصدی برگزار شود، وضعی دگرگونه بیابد و این بار آنچه به عنوان “حماسه سیاسی” از ابتدای سال از سوی رهبر انقلاب مطرح شده بود، محقق گردد.
اکنون از افراطیونی که با مشخص شدن نتایج نهایی آرا، مشخص شد دوران قدرتشان به پایان خود نزدیک می شود و در طول این سالها انواع و اقسام تهمت های ناروا و نسبت های خلاف شرع، از مفسد فی الارض و عامل آمریکا و سیا گرفته تا… به این دو چهره زدند، باید پرسید به راستی شما که ادعای ولایتمداریتان گوش فلک را پر کرده، به رهبری و این مردم رنج کشیده از افراط گری خدمت کرده اید، یا هاشمی و خاتمی؟
به نظر می رسد اکنون که در ماه مبارک شعبان قرار داریم، باز هم دیر نشده و این افراد در هر لباس و پست و مقام، از روزنامه نویس تا وزیر و وکیل بهتر است با یک تصمیم اساسی دست از اقدامات گذشته خود بردارند و با استفاده از فرصت به وجود آمده، از درگاه الهی توبه کنند و از این بزرگان و مردم کشورمان نیز پوزش بطلبند و از این پس در صدد جبران اقدامات خود برآیند