samedi 8 juin 2013

۲۰۰ استاد حوزه علمیه: رد صلاحیت هاشمی ناسازگاری با اندیشه امام و خلاف مصالح ملی است

کلمه- گروه خبر: ۲۰۰ نفر از علما، اساتید و فضلای حوزه علمیه قم با امضاء نامه‌ای خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از وی به خاطر نام نویسی و آمادگی برای حضور در عرصه رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری تشکر و به خاطر بازماندن ایشان از حضور در این صحنه اظهار تأسف کردند.
به گزارش کلمه، این دویست نفر در نامه خود با تقدیر از شخصیت هاشمی رفسنجانی نوشته اند: حضور شما امید را دوچندان ساخت که کسی عهده‌دار قوه مجریه خواهد شد که حضور او نویدبخش کاهش مشکلات و مایه پیشرفت در بخش‌های مختلف است و بازوی پرتوانی برای سایر بخش‌های مدیریت کشور نیز باشد که در چشم و دل بسیاری از مردم آسیب دیده است.
نامه این دویست علما و استاد حوزه علمیه که نامشان در روزنامه جمهوری اسلامی محفوظ است در حالی صورت می گیرد که تاکنون شخصیت های برجسته سیاسی و مذهبی و علما و روحانیونی که طی سال های گذشته کمتر در مسایل سیاسی اعلام موضع کرده اند، نسبت به رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی ابراز تاسف کرده اند.
آیت الله فیض گیلانی نیز در نامه ای به هاشمی رفسنجانی نوشته بود: ما نگران آن هستیم که مردم نسبت به اصل انقلاب و امام بی تفاوت شوند. امیدوارم اولیاء امور بیدار شوند و خیر و صلاح جامعه را در نظر بگیرند و سفارشات امام امت رحمة الله علیه در وصیت نامه و رهنمودهای دیگر ایشان را آویزه گوش خود قرار دهند و موجب شکست انقلاب و ضربه زدن به آرمانهای آن نشوند.
آیت الله راستی کاشانی نیز در پیامی به هاشمی نوشته بود: اگرچه غافلان و بدخواهان حضور شما را تحمل نکردند؛ لیکن با این اقدام و پاسخ مثبت به تقاضای عمومی؛ در پیشگاه تاریخ و روح بلند امام راحل سربلند و سرفراز خواهید بود. صبر و پایداری و مظلومیت شما را در برابر آماج کینه ها و ناسزاها و تهمت‌های ناروا یادآور شده، استقامت شما را برای حفظ نظام و آرمان های امام، ستودنی و بیادماندنی بدانم.
در همین حال دختر امام خمینی در نامه ای به رهبری تذکر داد که با دخالت در این موضوع نسبت به تایید صلاحیت هاشمی اقدام کند، نامه ای که تاکنون بی جواب مانده است.
همچنین نوه امام خمینی، سیدحسن خمینی در نامه ای با ابراز تاسف از رد صلاحیت هاشمی به ویژگی های بارز این سیاستمدار اشاره کرد. وی نوشته بود: از این پس نام هاشمی رفسنجانی تنها با مبارزه و انقلاب، دفاع مقدس و سازندگی گره نخورده است، بلکه علاوه بر آن، نام شما توأم با امید به فردا، در حافظه مردم ایران نقشی برجسته خواهد یافت. و همین است که نام شما را جاودانه می سازد. امید سرمایه اصلی یک ملت است.
در نامه علما و فضلای حوزه علمیه قم آمده است: از شما بخاطر نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری که بواقع زینت آن بودید سپاسگزاری می‌کنیم و تأسف شدید خود را از مانع تراشی در برابر آن ابراز داشته، آن را ناسازگار با مبانی و ارزش‌های اسلامی و اندیشه‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی و برخلاف منافع و مصالح جامعه، کشور و انقلاب می‌دانیم.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بسم‌الله الرحمن الرحیم
محضر مستطاب آیت‌الله هاشمی رفسنجانی دامت برکاته
سلام علیکم:
نام نویسی و آمادگی حضرتعالی برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری، بارقه امید به بهبود وضع آسیب دیده جامعه و کشور را دردل اقشار مختلف جامعه دوچندان ساخت، وضعی که معلول پاره‌ای از رفتارها و سیاست‌های نادرست در سال‌های اخیر است.
حضور شما امید را دوچندان ساخت که کسی عهده‌دار قوه مجریه خواهد شد که حضور او نویدبخش کاهش مشکلات و مایه پیشرفت در بخش‌های مختلف است و بازوی پرتوانی برای سایر بخش‌های مدیریت کشور نیز باشد که در چشم و دل بسیاری از مردم آسیب دیده است. مردمی که اعتقاد دارند ترمیم این آسیب‌ها تنها با همدلی و همراهی همه مسئولین و از عهده مدیر توانمند و دوراندیش و جامع نگری چون شما بر می‌آید که علاوه بر اخلاص در خدمت به مردم و درستی فکر، واقع بینی و اعتدال و جانبداری از حقوق قشری‌های مختلف، تکیه بر بیش از شصت سال تجربه و مبارزه و مدیریت در عرصه‌های مختلف جنگ و صلح دارد و مورد محبت و توجه ویژه حضرت امام خمینی(ره) بوده است و از این جایگاه است که جناب‌عالی در فاصله‌ای اندک از نام نویسی، در اذهان بسیاری از مردم تبدیل به “فلسفه صندوق رأی” شدید.
باور داریم شخصیت مجاهد و آبدیده‌ای چون جنابعالی که آن همه صحنه‌های سخت و عرصه‌های دشوار مبارزه و جهاد و سازندگی و… را به مدد الهی پشت سر گذاشته و گواهی صلاحیت خود را برای مهمترین مناصب کشور بارها از دست امام خمینی و مردم گرفته است، اینک نیز استوار و سرافراز ایستاده و همچون گذشته تنها دل در گرو مصالح کشور و مردم و دلهای امیدواری دارد که با دلگرمی به فردایی بهتر برای کشور و امت اسلامی چشم امید به فضل الهی دارند و نیازمند همدلی و همراهی عالمان فداکار و روحانیان از خود گذشته‌ای مانند حضرت عالی می‌باشند ما در کنار انبوه همفکران خود در سطوح مختلف روحانیت در سراسر کشور وجود عالمی فداکار و حضور شخصیتی متعهد مانند حضرت عالی را مایه مباهات می‌شماریم و از شما بخاطر نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری که بواقع زینت آن بودید سپاسگزاری می‌کنیم و تأسف شدید خود را از مانع تراشی در برابر آن ابراز داشته، آن را ناسازگار با مبانی و ارزش‌های اسلامی و اندیشه‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی و برخلاف منافع و مصالح جامعه، کشور و انقلاب می‌دانیم، ما اندوه برخاسته از این محرومیت بزرگ جامعه و کشور را با این آیه شریفه تسکین می‌دهیم “عسی ان تکرهوا شینا و هو خیرلکم”
از درگاه خداوند کریم برای شما سربلندی و سلامتی و برای کشور و ملت بزرگ ایران سرافرازی و بهروزی همیشگی و فردای بهتر را مسئلت داریم.
انه قریب مجیب
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


برنده مناظره كه بود

تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۲, ساعت ۱۱:۲۵ قبل از ظهر
برنده مناظره كه بود
  برغم آنكه  حدادعادل و جليلي مترصد بودند هيچ فرصتي را در حمله به عملكرد دولتهاي خاتمي و هاشمي از دست ندهند، اما ولايتي  انصاف و مروت را نگه داشت

دلم مي‌خواست مي‌توانستم بنويسم كه برنده مناظره ديروز دكتر حسن روحاني و در جايگاه بعدي دكتر محمدرضا عارف مي‌بودند. اما اين‌گونه نشد. از نظر من يكي از پيروزهاي مناظره ديروز از قضاي روزگار دكتر علي‌اكبر ولايتي شد. پيروزي او نه به واسطه اتخاذ مواضع خيلي مردمگرايانه، اصلاح‌طلبانه يا دادن وعده‌هاي دموكراتيك و ايجاد تغييرات ساختاري و بنيادي در مديريت كشور بود نه، اتفاقا دكتر ولايتي هيچ‌كدام اينها را نداشت يا نكرد. اما او كار ديگري كرد كه در ميان مسوولان و دولتمردان ما خيلي به ندرت اتفاق مي‌افتد. او صادقانه برخورد كرد. هم در مورد دفاع از عملكرد سياست خارجي دولت هاشمي به واسطه مصالح و منافع سياسي حاضر نشد پا روي حقيقت بگذارد و هم در خصوص انتقادات جدي كه از عملكرد دكتر سعيد جليلي پيرامون مذاكرات هسته‌يي به عمل آورد، باز حاضر نشد حقيقت را قرباني مصلحت كند. به‌‌رغم آنكه دكتر حدادعادل و دكتر سعيد جليلي مترصد بودند كه هيچ فرصتي را در حمله به عملكرد دولت‌هاي خاتمي و هاشمي از دست ندهند، اما ولايتي يك درجه‌يي از انصاف و مروت را نگه داشت. نه به واسطه آنكه او خود وزير خارجه هاشمي مي‌بوده كه خيلي آسان مي‌توانست به گونه‌يي صحبت كند كه مسووليت‌ها همه بيفتد بر گردن هاشمي. اما اين كار را نكرد و نه تنها با جليلي و حدادعادل در حمله به خاتمي و بالاخص هاشمي رفسنجاني همراهي نكرد، بلكه برعكس در مقابل ياران اصولگرايش ايستاد و به دفاع از ديپلماسي هاشمي پرداخت.

اما انتقادش از عملكرد دكتر سعيد جليلي كارستان بود. چرا كه ظرف چند سال گذشته رسانه‌هاي حكومتي به همراه چهره‌ها و شخصيت‌هاي اصولگرا يك سره فقط به تجليل، بزرگداشت و نطق و ثناي سعيد جليلي مشغول بوده‌اند.في‌الواقع يكي از دلايل اصلي جريانات راديكال و تندروي اصولگرا مبني بر رفتن دنبال سعيد جليلي به زعم خودشان جسارت، كياست، تدبير، تعقل و شهامت مسوول اصلي مذاكره‌كننده ايران با 1+5 بوده. اما دكتر علي‌اكبر ولايتي در مناظره ديروز آن شنل قهرماني را از شانه‌هاي جليلي براي نخستين‌بار كنار زد. او در كمتر از چند دقيقه بخش عمده‌يي از تبليغات آن چند ساله در مورد سعيد جليلي را به زير سوال برد. ولايتي نشان داد كه جليلي خيلي هم آن كوه استوار، آن اسطوره و اسوه شجاعت، شهامت، حكمت و تدبير كه اصولگرايان ظرف چند سال گذشته از وي ساخته و پرداخته‌اند نيست.انتقادات وي از سعيد جليلي اگرچه به صورت سربسته بيان شد، اما حكايت از آن مي‌كرد كه نگاه، رويكرد و فلسفه جليلي به مذاكرات هسته‌يي خيلي هم موفقيت‌آميز نبوده و او نتوانسته طي اين چند سال گام‌هاي ارزنده‌يي در مذاكرات با 1+5 به نفع ايران اسلامي بردارد. مداخله محسن رضايي در اين بحث در حقيقت نشان داد كه ولايتي خيلي هم بي‌راه قضاوت نمي‌كند و عملا نگاه جليلي به كل پرونده هسته‌يي‌مان به مثابه حركت در دور باطل ظرف چند سال اخير ‌بوده.كار ولايتي در مناظره ديروز كارستان بود. اگر دكتر حسن روحاني يا دكتر عارف عملكرد جليلي را در مذاكرات هسته‌يي زير سوال برده بودند، جداي از اينكه نمي‌شد و نمي‌توانستند، كارشان خيلي هم ارزش پيدا نمي‌كرد و صرفا متهم مي‌شدند به موضع‌گيري سياسي عليه رقبايشان. اما جان كلام در مورد ولايتي آن بود كه نه كسي مي‌تواند او را متهم به بي‌اطلاعي كند، و نه كسي مي‌تواند او را متهم به وابستگي به غرب و شرق كند، و نه كسي مي‌تواند بگويد كه دكتر علي‌اكبر ولايتي اصولگرا نيست. به گمان من نه به واسطه انتقاد جدي از جليلي، بلكه ايستادگي بر روي حق و انصاف شانس ولايتي را در ائتلاف 1+2 خيلي بالا برد. جداي از جليلي و حدادعادل كه صرفا همه هنرشان نفي و حمله به عملكرد هاشمي و خاتمي ‌بود، بازنده ديگر مناظره ديروز محمدباقر قاليباف بود. بزرگ‌ترين اشتباه ايشان آن بود كه مي‌خواست برخورد با دانشجويان را بر گردن حسن روحاني و دولت‌هاي هاشمي و خاتمي بيندازد و نشان دهد كه او به عنوان يك نظامي و به عنوان فرمانده نيروي انتظامي موافق با برخورد با دانشجويان نبوده اما دكتر حسن روحاني كه حقوق خوانده و حقوقدان است و امروزه مي‌خواهد پاي جاي پاي هاشمي‌رفسنجاني گذارده و شنل اصلاح‌طلبان را به دوش بكشد، خواهان برخورد نظامي و سركوب دانشجويان بوده. آخرين مطلبي كه بايد گفت در خصوص جناب مهندس غرضي است. او در حقيقت تلاش كرد در وراي اصولگرايي و اصلاح‌طلبي حركت كند و خواست به بينندگان نشان دهد كه او درد مردم ايران را مي‌فهمد كه آنان هم از اصولگرايان به تنگ آمده‌اند و هم از اصلاح‌طلبان بنابراين او با اين استراتژي كه من نه اصولگرا هستم و نه اصلاح‌طلب وارد اين دور از انتخابات شد و در دو مناظره قبلي سعي كرد تا خود را در وراي اصلاح‌طلبي و اصولگرايي نشان دهد. او اين سياست را در مناظره ديروز هم تعقيب كرد اما شايد مشاورين‌اش فراموش كرده‌اند كه به او بگويند مردم از اصولگرايي يا اصلاح‌طلبي خسته نشده‌اند بلكه آنچه باعث خستگي و دلسردي مردم مي‌شود فاصله گرفتن از حقيقت و فدا كردن حقيقت در پاي مصلحت است. تيم دومي كه او هم در مناظره ديروز نه مثل قاليباف، سعيد جليلي و حدادعادل باخت و نه مثل ولايتي، عارف و حسن روحاني توانست به پيروزي دست يابد، جناب محسن رضايي بود، او در بهترين حالت در مناظره ديشب مساوي كرد؛ نه برد نه باخت.

منبع:  اعتماد

مردم تازه می فهمند پشت صحنه چه گذشته

مردم تازه می فهمند پشت صحنه چه گذشته
خبرهائی که در مناظره
از دهان ها بیرون آمد! 
 
 
 
 
از دستآوردهای بزرگ مناظره های انتخاباتی – بویژه مناظره سوم- علیرغم همه محدودیت ها و ممنوعیت ها، آگاه شدن مردم از تصمیمات و وقایع بزرگی است که با سرنوشت کشور و مردم در ارتباط بوده، اما در پشت سر آنها اتخاذ شده است. و یا تخریب هائی انجام شده که شاید ناشی از رقابت بوده و یا شاید ناشی از اختلاف نظر و یا شاید همسوئی با محافلی ناشناس در عرصه بین المللی.
حسن روحانی در مناظره سوم، بسیار ملایم به یاد سردار قالیباف آورد که طرح محاصره و حمله گازانبری به دانشجویان را به جلسه شورای امنیت ملی برده بود. و یا به یاد محسن رضائی آورد که از رفتن پرونده اتمی ایران به شورای امنیت سازمان ملل دفاع کرده بود. هم قالیباف و هم رضائی دست و پاهائی زدند تا افشاگری حسن روحانی را که خود در آن زمان بعنوان دبیرشورای عالی امنیت شاهد این موضع گیری ها بوده توجیه کنند. بویژه قالیباف که سعی کرد نوار سخنرانی خود برای بسیجی ها و ستایش از خود برای سرکوب دانشجویان را توجیه کند. محسن رضائی هم که سعی می کند کم عمقی و کم دانشی خود را پشت آرام صحبت کردن و آمار و ارقامی که حفظ کرده پنهان کند، به همین دست و پا زدن ها افتاد.
اما، افشاگری آگاهانه و یا نا آگاهانه علی اکبر ولایتی حکایت دیگری بود. او با صراحت گفت که علی لاریجانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده اتمی، در آغاز ریاست جمهوری احمدی نزاد به تفاهمی در این مذاکرات دست یافته بود که می توانست ایران را از افتادن به چاله شورای امنیت و تحریم هائی که پیاپی صادر شد برهاند، اما در نماز جمعه تهران یک مقام مسئول اجرائی کشور ( بخوانید احمدی نژاد) با یک سخنرانی این تفاهم را بهم زد و "سولانا" مذاکره کننده از سوی حکام اتمی بر مبنای همین سخنرانی، آن تفاهم را لغو کرد. احمدی نژاد پس از این سخنرانی، در راهپیمائی روز قدس نیز این تخریب را ادامه داد و بدنبال آن لاریجانی از دبیری شورای امنیت و مذاکره اتمی کناره گرفت.
احمد جنتی از سیاستگذاران نماز جمعه است و سخنرانی احمدی نژاد نیز بعنوان سخنران پیش از نماز جمعه جنتی در آن زمان ایراد شد. بنابراین بر هم زدن آن تفاهم که کشور را در بحران تحریمی و اقتصادی کنونی فرو برده و حتی خطر حمله نظامی به ایران را بوجود آورده، تنها "سخنران" نبوده، بلکه احمدی جنتی هم باندازه احمدی نژاد دراین زمینه مقصر بوده است.
اگر حساب و کتابی در کشور وجود داشت، برای هر کدام از این نکاتی که ناخنک به انبار اطلاعات است باید محاکمه ملی تشکیل می شد تا به میلیون ها مردم ایران که چوب این سیاست های پشت پرده را می خورند پاسخ بدهند چرا از روی سر مردم تصمیم گرفتند؟ چرا به وقت خود مردم را درجریان این تصمیمات و کار شکنی ها و تخریب ها نگذاشتند؟ علی خامنه ای که در راس همه این تصمیمات و مهره چینی ها و تعیین سیاست هاست باید به مردمی که به آنها می گفت "تحریم ها یک موهبت است" پاسخ بدهد!
  پیک نت  19  خـــــــرداد
 
 


ولایتی در مناظره دهان گشود

ولایتی در مناظره دهان گشود
افشای گوشه ای از آنچه
در مذاکرات اتمی گذشته 
 
 
 
 
ولایتی در سومین مناظره انتخاباتی گفت:
مذاکرات سولانا و آقای لاریجانی (دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی) به جای خوبی رسید و به این توافق درباره همین تعداد سانتریفیوژ رسیدند اما همزمان با اینکه آقای لاریجانی و سولانا مذاکره می کردند یک مقام بلندپایه اجرایی در نمازجمعه تهران گفت که ما درخصوص مسائل هسته ای مذاکره نمی کنیم. سولانا در مذاکرات بعدی تلکس این خبر را نشان دادند که یکی از مسئولان اجرایی گفته است ما در خصوص مسائل هسته ای مذاکره نمی کنیم، کارشکنی شد.
زمانی که هنوز به قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران در رابطه با مسئله هسته ای نرسیده بودیم آقای سارکوزی مستقیم توسط سفیر فرانسه دعوت کرد که به پاریس بروم و با آقای سارکوزی مذاکره کنم. بنده با آقای رئیس جمهور صحبت کردم و ایشان گفت که دعوت آقای سارکوزی را بپذیر و من به فرانسه رفتم و با آقای سارکوزی یک ساعت ملاقات کردم و همان صحبتی که در رابطه با آقای لاریجانی گفتم ما با آقای سارکوزی درباره عدد سانتریفیوژها به توافق رسیدیم برای این که غنی سازی را متوقف نکنیم و یک چیز بینابین اتفاق بیفتد و مثلاً هشت هزار سانتریفیوژ ما به ۴ تا ۵ هزار سانتریفیوژ برسد.
این موضوع را آقای سارکوزی قبول کرد و گفت با آقای لِوید که نفر دوم ایشان بود مذاکره کنیم و ظرف مدت یک هفته آقای لوید در رأس یک هیئت سیاسی و هسته ای به ایران بیاید و بعد از دو هفته آقای سارکوزی گفت من می خواهم به کشور شما بیایم و ملت شما ملت بزرگی است و دست رهبر این ملت بزرگ را بفشارم. بنده این موضوع را به داخل کشور منتقل کردم ولی کار متوقف شد.
در همان زمانی که بنده با تاکید آقای رئیس جمهور فرانسه به آنجا رفتم قائم مقام وزارت امور خارجه، کاردار فرانسه را خواست و به نوعی به او گفت آن کسی که به پاریس آمده نماینده ما نیست و شما باید فلان آقا را قبول می کردید.
ما قرار گذاشته بودیم که نفر دوم فرانسه به ایران بیاید و قرارهای اولیه این بود که آنها پذیرفته بودند که سانتریفیوژها در مقیاس کمتر کار کنند و بحث کنیم تا به جایی برسیم تا از بن بست بیرون بیاییم و به شورای امنیت نرویم و هم غنی سازی را داشته باشیم و هم این که سانتریفیوژهای ما کار کنند و مسئله هسته ای حل شود و در عین حال مشکلات بین المللی پیدا نکنیم. متأسفانه در اینجا دولت جواب نداد و نه تنها جواب نداد بلکه زمانی که چنین حرفی به کاردار فرانسه در تهران زدند وزارت خارجه فرانسه گفت اگر این خبر زودتر به فرانسه رسیده بود ملاقات تو با آقای سارکوزی لغو می شد.
همین موضوع درباره روسیه و ماجرای سفر پوتین به تهران و دیدار او با رهبری پیش آمد.
مذاکرات آلماتی هم در آنجا ۱+۵ پذیرفته بود در قبال تعلیق غنی سازی ۲۰ درصد، ۳ تحریم را علیه ایران بردارد، اما تیم مذاکره کننده ایران (به رهبری جلیلی) زیر بار این پیشنهاد نرفت. آقای جلیلی! اگر مساله هسته ای حل می شد ما این همه مشکلات بین المللی پیدا نمی کردیم. دیپلماسی این نیست که پشت تریبون بایستیم و بیانیه بخوانیم و فلسفه بافی کنیم.
  پیک نت  19  خـــــــرداد
 
 

انتخابات 92

رویدادی مهم تر از
بیانیه های ساده اندیشانه
در این که انتخابات ریاست جمهوری ایران نه تنها اهمیت داخلی، بلکه اهمیت جهانی دارد، کمتر جای تردید است. حتی معاون سابق "اوباما" در مقاله ای که مجله معتبر و استراتژیک "فارین افرز" آن را منتشر کرده نیز اشاره به همین اهمیت می کند. (خلاصه این مقاله را در همین شماره پیک نت می خوانید)
درحقیقت همه ناظران بین المللی با نگاه به جدول هشتگانه نامزدهای ریاست جمهوری، ابتدا چهار نامزد را دور می زنند و سپس تفسیر خود را پیرامون حوادث آینده، بر مبنای این که کدامیک از چهار نامزد باقی مانده رئیس جمهور شوند قرار داده اند. در این میان، تکلیف "جلیلی" بیش از همه روشن است: اگر او برنده انتخابات شود، دوران احمدی نژاد با اندکی تغییر در مدیریت و همسوئی کامل تر با رهبر ایران ادامه خواهد یافت. و از میان سه نامزد دیگر، تکلیف با حسن روحانی نیز تا حدود زیادی برای همه ناظران داخلی و خارجی ایران روشن است: آغاز فصل اعتدال و منطق چه در عرصه جهانی و چه در عرصه داخلی و آغاز بازگشت از جاده بی ثباتی و نا امنی که طی 8 سال دوران احمدی نژاد طی شده است. می ماند دو کاندیدای دیگر. یعنی قالیباف و ولایتی که ناظران سیاسی آنها را نیز با اندک تفاوت هائی – حداقل در عرصه بین المللی- ادامه دهنده دوران احمدی نژاد می دانند. و البته، در باره این دو نیز روی همسوئی بیشتر آنها با رهبر تاکید می کنند.
حتی همین تفسیرها و اشارات مختصر نیز نشان میدهد که از میان 4 نامزد مطرح ریاست جمهوری، سه تن نزدیکی کامل به رهبر جمهوری اسلامی دارند و نفر چهارم دارای دیدگاه هائی است متفاوت با این سه تن.
طبیعی که پرسیده شود: چرا آقای خامنه ای در سخنرانی سالگرد درگذشت آیت الله خمینی گفت که برای وی تفاوت نمی کند کدامیک از کاندیداها برنده انتخابات شود؟ و چرا گفت که شرکت درانتخابات و دادن رای به این نامزدهای انتخاباتی رای به جمهوری اسلامی است؟
پاسخ: آقای خامنه ای با آگاهی از این که نه ایشان و نه کل نظام ظرفیت یک کودتای انتخاباتی دیگر را ندارند، از حالا می خواهند فاصله از کودتا را اعلام کرده باشد و با تاکید بر این که چنان حادثه ای در این انتخابات رخ نخواهد داد، به مردم بگوید انتخاب هر یک از این چهارتن برای نظام قابل قبول است. اما درعین حال دامنه تبلیغات انتخاباتی را محدود کرده و با بهره گیری از فضای سرد انتخاباتی، روی دلسردی رای شهرنشینان، آراء شهرهای کوچک و روستاها را به سود نامزد مطلوب خود بسیج کنند. در همین بازی زیرکانه است که "تحریم" به داد آنها رسیده است.
از سوی دیگر، آقای خامنه ای حداقل تا مقطع مراسم سالگرد در گذشت آیت الله خمینی، اطمینان کامل نسبت به خانه نشینی آراء سبز نداشت و از بیم بسیج مردم برای شرکت درانتخابات، از اکنون باخت خود برای بر کرسی ریاست جمهوری نشاندن فرد مطلوب خود از میان این چهار تن پیش بینی کرده و گفته است: شرکت درانتخابات و رای به کاندیداها رای به جمهوری اسلامی است و انتخاب فرد اهمیت چندانی ندارد.
در ادامه همین احتمال است که می تواند تصور کرد، پس از آن سخنرانی و روزهای 14 و 15 خرداد، در پشت صحنه، بدلیل رد صلاحیت هاشمی و سرد شدن فضای انتخاباتی فشار سنگین تری به خامنه ای بدلیل خطرات خارجی و بحران داخلی وارد می شود تا از تئوری 20 میلیون رای و رئیس جمهور مطلوب ایشان دست بردارد و اجازه بدهد فضای انتخاباتی به جامعه باز گردد. آن جمله "رای به ریاست جمهوری رای به جمهوری اسلامی است" را می تواند در این چارچوب نیز ارزیابی کرد. یعنی احتمال باز شدن فضای انتخاباتی که بی شک با چند "شوک" باید همراه شود. برای مثال، پخش فیلم انتخاباتی حسن روحانی از سیمای جمهوری اسلامی که در آن هاشمی رفسنجانی از وی حمایت کرده است و یا حتی احتمال ضعیف پایان حصر موسوی و کروبی و یا احتمالات دیگر. بهرحال، این بسیار ساده اندیشی است که تصور شود نیروهای دیگری در پشت صحنه (اعمم از روحانی و غیر روحانی، نظامی و غیر نظامی) برای فشار به خامنه ای برای عقب نشینی نیستند. همانگونه که نیروهائی برای حفظ او در مواضعی که تاکنون داشته هستند. در انتخاباتی که حتی خود می گویند با سرنوشت نظام و جمهوری اسلامی در ارتباط است، چگونه می توان به این سادگی و یکسویه همه چیز را تمام شده و قبل پیش بینی شده تصور کرد؟

samedi 1 juin 2013

یک میلیارد کمک ج. اسلامی به "حماس

روزنامه "دیلی تلگراف" نوشت
یک  میلیارد کمک ج. اسلامی به "حماس
 
 
 
 
با سلام
من امروز با خواندن یک خبر، خیلی حالم گرفته شد تا جائی که دلم میخواست گریه کنم
حتما میپرسید چرا؟ چشم  یک دستمال برای پاک کردن اشکاتون آماده کنید تا برای شما هم این خبر را تعریف میکنم
غازی حمد
 
معاون وزیر خارجه دولت "حماس"  در گفتگو با روزنامه "دیلی تلگراف" چاپ انگلستان اعلام کرد که جمهوری اسلامی دیگر مثل سابق به حماس کمک مالی نمی کند.
در همین ارتباط "عدنان ابو عامر"  استاد دانشگاه علوم سیاسی غزه نیز گفت: جمهوری اسلامی که از سال 2006 ماهانه بین 13 تا 15 میلیون پوند به دولت  "اسماعیل هنیه" کمک می کرد، دیگر مانند سابق کمک نمی کند و کمکش را به حداقل رسانده است.
اگر سر انگشتی حساب کنیم،  سال 2006 تا 2012 ( 2013 را هم در نظر نگیریم) میشود 7 سال که به عبارتی میشود 84 ماه و اگر ماهی نه 13 و نه 15 بلکه حد وسط را حساب کنیم، یعنی ماهی 14 میلیون پوند هم به حماس کمک شده باشد، میشود یک میلیارد و صد و هفتاد و شش میلیون پوند.
البته این رقمی است مستند به اعتراف معاون وزیر خارجه دولت حماس و معلوم نیست کمک های غیر علنی چقدر بوده و هست.
پیک نت  12  خـــــــرداد

دائی جان ناپلئون برنده انتخابات را اعلام کرد

گفتگوی دیپلمات انگلیسی با دیپلمات افغانی
دائی جان ناپلئون
برنده انتخابات را اعلام کرد! 
 
 
 
 
روزنامه "سعودی الوطن" مقاله ای منتشر کرده که نویسنده آن "کاملیا انتخابی فرد" است. دراین مقاله نکته بسیار مهم وجود دارد. آن نکته اینست که نویسنده مقاله یک جمله خبری را مستقیم نقل می کند. بخوانید :
ولایتی در سالهای گذشته حضور پررنگی در صحنه سیاسی جمهوری اسلامی نداشته و همواره به نظر می رسید عنوان مشاور سیاسی رهبر مقامی فراتر از یک عنوان نیست. اما حضور او در برنامه های تلویزیونی مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، این تصور دگرگون شد. به خاطرم آمد که چند ماه پیش دوست دیپلماتی از افغانستان به من گفت که در سفر رسمی که اخیرا به انگلستان داشته، دیپلمات های انگلیسی به او گفته بود که چنانچه دکتر ولایتی رییس جمهور شود، آن را قدم مثبتی برای بهتر شدن دستگاه دیپلماسی ایران می دادند.
آن روز از شنیدن این نظر بشدت جا خوردم و تعجب شدم که چطور انگلیسی ها یکباره یاد دکتر ولایتی افتاده اند. آن هم کسی که سالیان سال است چیزی از وی شنیده نشده است . روز یکشنبه که گفتگوی زنده دکتر ولایتی را در تلویزیون نگاه می کردم متوجه دلیل این نظر چندماه پیش دیپلمات های انگلیسی افتادم.
پیک نت: این دو نقل قول هم خواندنی است:
1- حسن روحانی، در سخنرانی دانشکده حقوق بهشتی: "انگلیسی‌ها در سال 84 به ما ‌گفتند شهردار تهران (احمدی نژاد) رئیس‌جمهور بعدی شما خواهد بود در حالی که ما فکر می‌کردیم هاشمی رأی می‌آورد." (پیک نت - 18 اردیبهشت 92)
2- وزارت خارجه انگلستان در اسفند 87 یعنی چهارماه پیش از برگزاری انتخابات سال 88، کودتا را پیش بینی کرده و سایت وزارت خارجه آن کشور چنین هشدار ‌داد:‌
"در ژوئن 2009 در ایران انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌شود. با توجه به نزدیکی زمان مزبور لازم است اتباع انگلیس آماده اقدامات پیشگیرانه در اماکن عمومی شهرهای اصلی باشند، چرا که امکان برگزاری تظاهرات ناگهانی و احتمالاً خشونت آمیز و حتی شورش‌‌های عمومی به طور قابل ملاحظه‌ای وجود دارد." (پیک نت - اول اسفند 1387)

پیک نت  12  خـــــــرداد

****************************************************

جنبش سبز نه فتنه بود
و نه کار انگلیس ها!
 چنان سراپای نظام آلوده به فساد، اختلاس، دزدی، جنایت، بیکاری، فقر، دروغ و پنهانکاری امنیتی است، که در همین فضای بسته انتخاباتی نیز که نامزدهای تاکنون مشخص شده در اجتماعات کوچک و سالن های سربسته دانشجوئی و دانشگاهی سخنرانی انتخاباتی می کنند، از دهانشان خبرهای تکاندهنده بیرون می آید. آنچه که آنها می گویند اگر مسقیما در صدا و سیما می گفتند، نهضتی عظیم تر و مهاجم تر از جنبش سبز در کشور به حرکت در می آمد. وقتی رئیس کل بازرسی کشور می گوید و سازمان مذکور نیز اطلاعیه می دهد که معاون احمدی نژاد (بقائی) قرار داد بدون مناقصه 450 میلیون یوروئی در کیش بسته و یا حسن روحانی می گوید انگلیس ها پیش از انتخابات 84 و زمانی که احمدی نژاد شهردار تهران شده بود به وی گفته بودند رئیس جمهور آینده احمدی نژاد است، چه کسی باید عمامه اش را بالاتر بگذارد جز مقام معظم فرزانه که دولت احمدی نژاد را دولت احیا کننده شعارهای انقلاب معرفی کرده و برای حفظ او در دوره دوم ریاست جمهوری دست به کودتای خونین 22 خرداد زد؟ "بقائی" را احمدی نژاد و مصباح یزدی در جیب نگهداشته اند تا اگر رحیم مشائی رد صلاحیت شد، او را نامزد دولت برای انتخابات اعلام کنند و پورمحمدی وزیر کشور کابینه اول احمدی نژاد شاید با توجه به همین احتمال مناقصه 450 میلیونی را فاش کرده است، اما برای مردم مهم نیست که بقائی می آید یا پورمحمدی. مهم فسادی است که این روزها چون نوک کوه از آب بیرون آمده است. همه این حرف ها و پیش بینی ها را میرحسین موسوی در سیمای جمهوری اسلامی طرح کرد و چهار سال بعد را هم پیش بینی، اما مقام معظم گفت: وقتی مناظره ها را می دیدم و شنیدم که به رئیس دولت گفتند دروغگو، بسیار ناراحت شدم! و حالا معلوم می شود جنبش سبز یا بقول ایشان "فتنه سبز" کار انگلیس ها نبود، بلکه به قول حسن روحانی روی کار آمدن احمدی نژاد کار انگلیس ها بود!